«تجربه واقعی در اتاقهای دربسته و پشت کتابها به دست نمیآید؛ تجربه محصول زمین خوردن در میدان، ایستادن در تندباد بحرانها و آموختنِ زبانِ آدمها در تمام طبقات اجتماع است.»
ریتم، انضباط و جستجوی معنا
مسیر من از نقطهای آغاز شد که شاید در نگاه اول ارتباط مستقیمی با دنیای امروز مدیریت و کسبوکار نداشت، اما شالوده تمام آنچه امروز هستم را بنا نهاد. رشد در خانوادهای فرهنگی، روحم را با ادبیات، تاریخ و نوای سازهای سنتی پیوند زد؛ جایی که «صبر»، «ریتم» و «هماهنگی اجزا برای خلق یک هارمونی زیبا» را آموختم.
همزمان، مستطیل سبز فوتبال و سالنهای فوتسال تا سطح اول رقابتهای کشوری، مدرسهای سختگیرانه برای من بودند. ورزش حرفهای به من آموخت که تاکتیک بدون روحیه تیمی هیچ است، پیروزی حاصل تصمیمگیریهای صدمثانیهای در میانه خستگی مفرط است، و مهمتر از همه: بازی تا آخرین ثانیه ادامه دارد. با این توشه و با ذهنی کنجکاو، وارد دانشگاه شدم و مدارج کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را در رشته «مدیریت بازرگانی» به پایان رساندم تا علم بازار، مکمل روحیه سرکش و خلاقم شود.
مسیر من از نقطهای آغاز شد که شاید در نگاه اول ارتباط مستقیمی با دنیای امروز مدیریت و کسبوکار نداشت، اما شالوده تمام آنچه امروز هستم را بنا نهاد. رشد در خانوادهای فرهنگی، روحم را با ادبیات، تاریخ و نوای سازهای سنتی پیوند زد؛ جایی که «صبر»، «ریتم» و «هماهنگی اجزا برای خلق یک هارمونی زیبا» را آموختم.
همزمان، مستطیل سبز فوتبال و سالنهای فوتسال تا سطح اول رقابتهای کشوری، مدرسهای سختگیرانه برای من بودند. ورزش حرفهای به من آموخت که تاکتیک بدون روحیه تیمی هیچ است، پیروزی حاصل تصمیمگیریهای صدمثانیهای در میانه خستگی مفرط است، و مهمتر از همه: بازی تا آخرین ثانیه ادامه دارد. با این توشه و با ذهنی کنجکاو، وارد دانشگاه شدم و مدارج کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را در رشته «مدیریت بازرگانی» به پایان رساندم تا علم بازار، مکمل روحیه سرکش و خلاقم شود.
غوطهور شدن در دنیای واقعی کسبوکار
پس از دوران خدمت سربازی، نخواستم تماشاگر بمانم. مستقیماً به دل میدان زدم:
کف بازار و خردهفروشی: با راهاندازی یک فروشگاه، روانشناسی بیواسطه مخاطب، ارزش نقدینگی و هنر جلب اعتماد مشتری را لمس کردم.
مدیریت در مقیاس صنعت: مدیریت یک کارخانه تولیدی، درسهای بزرگی از مدیریت بحران، لجستیک، رهبری نیروی انسانی و بهینهسازی فرآیندها به من آموخت.
انضباط سیستماتیک در شبکه بانکی: حضور در نظام بانکی، من را با ساختارهای پیچیده مالی، ریسکسنجی اعتباری و سازوکار تصمیمگیری در ارگانهای محافظهکار آشنا کرد.
این ترکیب سهگانه به من زبانی چندگانه بخشید: میتوانستم همزمان با کارگر خط تولید، تاجر بازار ومدیر یک نهاد مالی با ادبیات خودشان گفتگو کنم و راهحل بسازم.
پس از دوران خدمت سربازی، نخواستم تماشاگر بمانم. مستقیماً به دل میدان زدم:
کف بازار و خردهفروشی: با راهاندازی یک فروشگاه، روانشناسی بیواسطه مخاطب، ارزش نقدینگی و هنر جلب اعتماد مشتری را لمس کردم.
مدیریت در مقیاس صنعت: مدیریت یک کارخانه تولیدی، درسهای بزرگی از مدیریت بحران، لجستیک، رهبری نیروی انسانی و بهینهسازی فرآیندها به من آموخت.
انضباط سیستماتیک در شبکه بانکی: حضور در نظام بانکی، من را با ساختارهای پیچیده مالی، ریسکسنجی اعتباری و سازوکار تصمیمگیری در ارگانهای محافظهکار آشنا کرد.
این ترکیب سهگانه به من زبانی چندگانه بخشید: میتوانستم همزمان با کارگر خط تولید، تاجر بازار ومدیر یک نهاد مالی با ادبیات خودشان گفتگو کنم و راهحل بسازم.
روزهای پایتخت؛ دیپلماسی کلان و شبکه ارزش
میدان بعدی، تهران بود؛ شهری با فرصتهای بیرحم و درهای بزرگ. حضور در پایتخت به عنوان دبیر جامعه کرمانیهای مقیم تهران، فرصتی بیبدیل برای زیستن در تراز اول تصمیمگیری کشور ایجاد کرد. همنشینی و تعامل با وزرا، مدیران ارشد اجرایی و نخبگان اقتصادی، برگزاری نشستهای تخصصی سرمایهگذاری و پایهگذاری یک شرکت بازرگانی در اشل کشوری، جعبهابزار فکری مرا به سطحی کلانتر ارتقا داد.
در این سالها آموختم چطور میتوان منافع ناهمگون نهادهای دولتی و بخش خصوصی را در یک نقطه همگرا کرد و طرحهایی را پیش برد که روی کاغذ «غیرممکن» به نظر میرسیدند.
میدان بعدی، تهران بود؛ شهری با فرصتهای بیرحم و درهای بزرگ. حضور در پایتخت به عنوان دبیر جامعه کرمانیهای مقیم تهران، فرصتی بیبدیل برای زیستن در تراز اول تصمیمگیری کشور ایجاد کرد. همنشینی و تعامل با وزرا، مدیران ارشد اجرایی و نخبگان اقتصادی، برگزاری نشستهای تخصصی سرمایهگذاری و پایهگذاری یک شرکت بازرگانی در اشل کشوری، جعبهابزار فکری مرا به سطحی کلانتر ارتقا داد.
در این سالها آموختم چطور میتوان منافع ناهمگون نهادهای دولتی و بخش خصوصی را در یک نقطه همگرا کرد و طرحهایی را پیش برد که روی کاغذ «غیرممکن» به نظر میرسیدند.